عمده فروش اینترنتی
عمده فروش اجناس تبلیغاتی
خدمات کامپیوتری در محل
خرید چای ایرانی
ویبره
فروشگاه اینترنتی
اخبار روز
گن ساعت شنی طرح تاپ
اخبار میانه
خرید نودل جادویی
خرید راحت شن جادویی هپی سند happy sand
قیمت گوشی موبایل کاترپیلار
قیمت گوشی موبایل سامسونگ
قیمت گوشی موبایل سونی
قیمت گوشی موبایل شیائومی
قیمت گوشی موبایل لنوو
قیمت گوشی موبایل هواوی
قیمت گوشی موبایل اپل
قیمت گوشی موبایل اچ تی سی
قیمت گوشی موبایل ال جی
قیمت گوشی موبایل ایسوس
قیمت گوشی موبایل
قیمت کارتریج
قیمت اسکنر
قیمت دوربین مداربسته
قیمت پرینتر سه بعدی
قیمت صندوق فروشگاهی
قیمت مودم
قیمت هارد
قیمت فلش مموری
قیمت یو پی اس فاراتل
قیمت یو پی اس
قیمت گوشی موبایل آیفون 7
قیمت دوربین مداربسته داهوا
قیمت دوربین مداربسته هایک ویژن
قیمت دوربین مداربسته
قیمت دستگاه فاکس
قیمت آیفون 7
قیمت پاور گرین
قیمت دستگاه فتوکپی
قیمت سانترال
فروشگاه کاپلان مارکت
اجاره تجهیزات نمایشگاهی
تلویزیون شهری
ساخت وبلاگ آزادبلاگ
گوگل
طراحی سایت
مقالات

مقالات
 

بنام خدا - بهروز فرهاديان 1376 b.farhaadian@gmail.com

 

اصلاحات در آموزش و پرورش

پس از حماسۀ دوم خرداد ، واژه هاي اصلاحات و اصلاح طلبي از مهمترين واژه هاي بكار رفته در تحليل هاي سياسي و اجنماعي است .

براي واژۀ اصلاحات بايد معاني مشخص و مشتركي پيدا كرد . منظور از اصلاحات چيست و در چه چيزي قرار است اصلاحات انجام پذيرد ؟ مقصود از اين اصلاحات چيست ؟ ممكن است افرادي واژه اصلاحات را بكار برند و از آن معاني متفاوت با يكديگر قصد كنند . براي رسيدن به يك تعريف مشترك بايد هدف و مقصد را روشن كرد . هدف چيست و كدام جهت مورد نظر است ؟ همچنين بايد سدها و موانع را شناسائي و ضعف ها و قوت ها را بررسي كرد .

در طي دو دهۀ اخير بمرور برخي ابهامات و كجي ها در ارزش ها و سياستها بوجود آمد . پيام دوم خرداد بازگشت به شعارهاي اصيل انقلاب است . قانونگرايي ، مردم سالاري ، تحمل نظرات يكديگر ، شنيدن سخنان گوناگون و پذيرش بهترين گفته ها ، حفظ حرمت يكديگر ، عمل به آداب و شعائر ديني و … از پيام هاي دوم خرداد است . پيام دوم خرداد نفي ارزشهاي ديني و پشت پا زدن به گذشته نيست ، اصلاح اشتباهات و جبران مافات است .

قانونگرائي از مهمترين دستاوردهاي دوم خرداد است . قانون براي همه نه براي فرد يا گروهي خاص . قانونگرائي اين نيست كه ديگران را ملزم به رعايت و اجراء قانون بدانيم و خود يا گروه و جناح خود را فراتر از آن بدانيم . همانگونه كه نمي توان خود يا گروه و جناح خود را فراتر از قانون دانست و آنگونه كه بخواهيم عمل كنيم اما وقتي طرفداران قانونگرائي در جائي اشتباهي مرتكب شدند ، فرياد بر آورند كه بايد تابع قانون بود .

در آموزش و پرورش نيز قانون بايد محور تصميم گيري ها باشد . جريانهاي سياسي و تفكرات جناحي و جناح بندي ها در دو دهه اخير بيشترين صدمات و خسارات را به آموزش و پرورش وارد كرده اند . آموزش سياسي و فهم سياسي غير از سياست بازي است . كار آموزش و پرورش بالا بردن فهم سياسي دانش آموزان است نه سياست بازي و گروه گرائي . راه رسيدن به چنين آرماني ، پيروي از قوانين و دستورالعمل هاست .

در آموزش و پرورش دستورالعمل هاي مهمي را ميتوان يافت كه بخوبي اجراء نشده اند . چرا در مدارس بايد دستورالعمل شوراي مالي باشد اما مديران به آن عمل نكنند ؟ آئين نامه اجرائي مدارس باشد اما مورد بي توجهي قرار گيرد ؟ چرا برخي مديران هنوز طرح مدرسه محوري را باور نكرده اند ؟ طرح مدرسه محوري ، بدنبال فراهم كردن زمينه حضور عملي مردم و اولياء دانش آموزان در مسائل مدرسه است . اما برخي مديران با ديدگاه سنتي نگران اين هستند كه مبادا حضور اولياء و انجمن اولياء و مربيان به تضعيف جايگاه مديريتي آنان بيانجامد .

اين ديدگاه مخالف سياستهاي مشاركتي و اصلاح طلبانه است . مديران سنت گرا از موانع اجراء طرح مدرسه محوري هستند . مديران سنت گرا از ابتكار ، خلاقيت و نوآوري بهره اي نخواهند داشت و زمينه ابتكار و نوآوري و مشاركت مردمي را نيز فراهم نخواهند كرد . بايد ديدگاه ها را از مديريت سنتي به مديريت مشاركت گرا تغيير داد . اگر چنين شد بزرگترين موفقيت در اجراء دستورالعمل ها و حاكميت قانون در آموزش و پرورش ، بدست خواهد آمد . اصلاح طلبي ، شكستن نگرش هاي سنتي و ميدان دادن به مديران قانونگرا است .


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱ اسفند ۱۳۹۵ ] [ ۰۸:۵۸:۱۴ ] [ بهروز فرهاديان ] [ نظرات (0) ]

به نام هستي بخش - بهروز فرهاديان b.farhaadian@gmail.com - 1394

 

اصل قرآن

  گستردگي و وسعت قرآن اجازه مي دهد از منظرهاي مختلف سخن گفت و نتيجه خاصي گرفت . آنچه روشن است كتاب آسماني قرآن براي هدايت انسان نازل شد . نزول قرآن به گونه اي بود كه قابل فهم بشر باشد . عمده موضوع اين است كه نزول در حد فهم انسان بوده يعني ميتوان گفت قرآن از نقطه بالا به پايين آمده است . اين فرود نشانگر معناي عميق قرآن است كه شناخت آن در حد امكان ضروري است .

انسان نسبت به آن مقام لايتناهي ، بسيار ناچيز و ضعيف اما نسبت به ساير موجودات ، برتر و بالاتر است . با اين ويژگي قرآن برايش نازل شد . پس فهم اصل قرآن براي او مقدور نيست اما عمل به آن الزامي بوده زيرا از منشاء جاوداني نازل شده است . اين منشاء ، قرآن را از هر عيب و نقصي دور كرده است . عمل به قرآن اطاعت از خالقي است كه به همه مخلوقات خود ، آگاه است و پاداش را حواهد داد .

نزول قرآن تغيير معني است چون قصد ، هدايت انسان بود . انسان چون قرآن را ميفهمد،مي تواند به آن عمل كند اما اين به معناي درك معني قرآن نيست . معني آن بسيار گسترده است چنانكه نوعي ابهام در آن مي باشد ، ابهامي كه از آسماني بودنش ريشه مي گيرد . اينكه اصل قرآن چيست براي انسان نامفهوم و غيرقابل درك است . تفاسير متعدد قرآن براي دستيابي به گوشه اي از معاني مندرج در آيات است اما هنوز همه معاني روشن نشده است .يك معناي جاودانه بودنش اين است كه در آينده هم تفاسير ديگري ارائه مي شود و گوشه ديگري از واقعيت هاي ناشناخته بيان خواهد شد .

اين سير تا ظهور حضرت مهدي (ع) ادامه دارد تا اينكه آن حضرت پس از ظهور ، معني اصلي قرآن را بيان مي كند ولي مجوزي براي سكوت تا آن زمان نيست .


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱ اسفند ۱۳۹۵ ] [ ۰۸:۲۹:۱۳ ] [ بهروز فرهاديان ] [ نظرات (0) ]

بنام خدا - بهروز فرهاديان– b.farhaadian@gmal.com- 10-11-1379

 

استيضاح وزير

در خبرها آمده بود كه 76 نفر از نمايندگان مجلس طرح استيضاح وزير آموزش و پرورش را به دلائلي از جمله فراهم نكردن امكانات براي پيشبرد آموزش كشور ، تغييرات پياپي نظام آموزش متوسطه ، عملي نشدن اصل سي ام قانون اساسي و عدم ارتقاي كيفيت آموزشي متناسب با وضعيت جهاني به هيئت رئيسه مجلس شوراي اسلامي تقديم كردند .

در اينكه استيضاح از حقوق مسلم نمايندگان محترم مجلس است و اينكه وزراء بايد در برابر نمايندگان مردم پاسخگو باشند ، بحثي نيست ولي اين نكته نبايد مورد اغماض قرار گيرد كه انتظار مي رود دلائل استيضاح ارتباط روشني با عملكرد وزير مربوطه داشته باشد .

سالها است كه معلمين ، متخصصين و صاحب نظران ، معضلات آموزش و پرورش را بررسي مي كنند . اما مسئولين تصميم گيرنده به هر دليلي كمتر توانسته اند در عمل ، راه حل هاي اساسي را براي رفع اين معضلات به كار بندند .

با رجوع به سوابق روشن مي شود حتي نمايندگان محترم مجلس نيز نتوانسته اند با نگرشي عميق و ريشه اي به بررسي مسائل و معضلات آموزش و پرورش و عواقب ناشي از آن بپردازند . فراهم كردن امكانات براي پيشبرد آموزش كشور و ارتقاء آموزش متناسب با وضعيت جهاني ، نيازمند اعتبار و بودجه اي متناسب با نيازها است . اگر آموزش در سطح جهاني از چنان درجه اي برخوردار است كه اميد وصال به آن آرزوست ، بايد ديد كه ديگران با كدام ابزار و شيوه اي به چنان درجه اي از آموزش رسيده اند .

بهره گيري از نيروهاي كارآمد و آموزش ديده براي تربيت و رشد استعدادهاي دانش آموزان ، فراهم كردن فضاي مناسب با امكانات آزمايشگاهي و رسيدگي به نيازهاي مادي و معنوي معلمين از جمله عوامل مهم ارتقاء آموزش در سطح جهاني است . آيا براي رسيدن به چنان سطحي از آموزش ، امكانات مورد نياز در اختيار مسئولين كليدي آموزش و پرورش قرار گرفته است ؟

دريغا كه در دو دهۀ گذشته برخي مسئولين ، معلمين را طبقه و قشري مصرف كننده مي دانستند و با چنين ديدگاهي در مورد مسائل آموزش و پرورش تصميم گيري مي كردند . دليل هر چه بود ، هيچ گاه نقش « معلم » به عنوان يكي از اساسي ترين محورهاي توسعة جامعه ، مورد توجه قرار نگرفت . نقش معلم در آموزش و تربيت نيروي متخصص ، نوآوري ، سلامت و تعادل روحي جامعه به فراموشي سپرده و به عنوان موجودي مصرف كننده و غير مولد شناخته شد و به همين دليل ابزار و امكانات لازم در اختيار او قرار نگرفت .

ديد اقتصادي و سودآوري ، كار را بدانجا كشاند كه آموزش و پرورش در ردة كارخانه ها و مراكز توليدي قرار گرفت و همانگونه كه اين مراكز موظف به «خودكفائي » و «خود گرداني» شدند ، آموزش و پرورش را نيز موظف به خودگرداني كردند ! اين نگرش مصيبت زا ، انديشه سوز و ويرانگر براي حل معضلات هم ، راه حل هاي هم جنس خود را مي طلبيد .

مدارس غير انتفاعي تأسيس شد تا اندكي از اين خودكفائي تأمين شود! مراكز تربيت معلم و دانشسراها به دليل عدم سود دهي وهزينه بري به تعطيلي كشيده شده يا به شدت كاهش يافتند تا از مراكز دانشگاهي ، نيروهاي مورد نياز آموزش و پروش به «رايگان و بدون صرف هزينه » انتخاب شوند . اما كسي نينديشيد كه در مراكز تربيت معلم ، روش هاي مختلف تدريس ، مهارت هاي تدريس ، روانشناسي نوجوان و جوان و ديگر دروس تخصصي آموزش داده مي شد و دانشجويان در طول مدت تحصيل مورد ارزيابي هاي مختلف قرار مي گرفتند و پس از عبور از كانال هاي متعدد ، مفتخر به كسب عنوان «معلم» مي شدند .

چنين شد كه افراد بدون توجه به رغبت و انگيزه و توانائي هاي تدريس و قدرت بيان ، تنها به دليل داشتن مدرك كارداني يا بالاتر به آزمون استخدامي فرا خوانده مي شدند و از بين آنها عده اي به استخدام در مي آمدند . اما مشكلات تدريس ، عدم توانائي در برقراري ارتباط صحيح با دانش آموزان ، تحقير مسئوليت معلمي در كلاس درس و . . . از عوارض بذرهائي است كه طراحان « آموزش و پرورش خودكفا » پاشيده بودند .

فضاهاي آموزشي ما به كداميك از استانداردهاي آموزشي نزديك است كه به دنبال درجة جهاني هستيم ؟ آيا با مدارس فرسوده و قديمي كه فضاي كلاس را براي دانش آموزان به سختي تحمل پذير مي كنند و عموماً بيش از چهل نفر را در خود جاي داده اند ، ارتقاء سطح آموزشي متناسب با وضعيت جهاني امكان پذير است ؟ در چه زماني آموزش و پرورش نزد طراحان سياست هاي مالي و بودجه جايگاه شايسته اي يافته بود كه وزير يا معلمين نتوانستند آموزش كشور را به استانداردهاي جهاني نزديك كنند ؟ آيا جايگاه فعلي ، جايگاه شايستة معلم است ؟ منطق و تجربه حكم مي كند از معلمي كه به شغل هاي ديگر رو نهاده است نمي توان توقعي در حد استانداردهاي جهاني داشت .

يكي از كارهاي ارزشمندي كه جناب آقاي مظفر انجام داد ، تغيير نظام آموزش متوسطه از نظام ترمي به نظام سالي واحدي بود . بي نظمي در تشكيل كلاسها ، تعطيلي زياد ، عدم ارتباط منطقي دروس با يكديگر ، حجيم بودن كتابها و فرصت كم براي تدريس و آزمون ، قادر نبودن به نظارت بر رفتار دانش آموزان و در نتيجه بي ثمر ماندن فعاليتهاي پرورشي به دليل خروج دانش آموزان در ساعات مختلف از آموزشگاه ( دانش آموز مهمان ، پنجرۀ باز ! و . . .) و مهمتر از همه ناسازگاري با فرهنگ جامعه از جمله معضلات نظام ترمي بوده است . در تصويب و اجراء نظام ترمي ، نشانه هائي از ساده انديشي ، مقهور شدن در برابر فرهنگ مغرب زمين و كشورهاي صنعتي و بي توجهي به واقعيت هاي جامعه وجود دارد كه در اين مقال فرصت پرداختن به آن نيست .

بسياري از فرهنگيان در طي سالهاي گذشته به طرق مختلف پيش بيني شكست اين نظام را كرده بودند اما متأسفانه به آن نظرات بي توجهي نشان داده شد تا اينكه سنگيني عوارض منفي آن ، چنان عرصه را براي ادامۀ كار تنگ كرد كه راهي جز تغيير نظام باقي نماند . گرچه نظام سالي واحدي خود نيز داراي مشكلاتي است اما تغيير نظام ترمي واحدي و مشكلات نظام سالي واحدي ، نه يك ضعف بلكه كار مثبتي بوده كه در زمان وزارت جناب آقاي مظفر انجام گرفته است .

اصل سي ام قانون اساسي ، دولت را موظف كرده وسائل آموزش و پرورش رايگان را فراهم آورد اما مقدمات آموزش و پروش رايگان در اختيار وزير آموزش و پرورش نيست . وزيري كه در تأمين بودجه اختيار لازم ندارد و پيشنهادات وي در اين زمينه با مخالفت روبرو مي شود و حتي در اجراء مصوبۀ مجلس در خصوص دريافت 2% سهم آموزش و پرورش از مراكز توليدي ، ابزار كافي در اختيار ندارد ، چگونه مي تواند آموزش و پرورش رايگان را تحقق بخشد ؟

نگارنده به عنوان يك معلم خشنود است كه نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلامي ، به دنبال راهكارهائي براي ارتقاء آموزش متناسب با وضعيت جهاني بوده و بر آموزش رايگان كه نشان توجه به قانون اساسي است ، تأكيد كرده اند . به نظر مي رسد اگر نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلامي بر فراهم آوردن مقدمات و تصويب قوانيني متناسب با اين خواسته ها اقدام نمايند ، اميدواري بسياري خواهد بود كه آموزش و پرورش از وضعيت موجود به وضعيت مطلوب ، تغيير يابد و « معلم » جايگاه ارزشمند و محوري خود را در توسعۀ جامعۀ اسلامي به دست آورد .

در اين نيز يقين دارد كه با شرائط فعلي و قوانين موجود ، وزير محترم آموزش و پرورش نمي تواند معيارهاي جهاني آموزش را در حوزۀ مسئوليت خويش تحقق بخشد و با تغيير وزير ، دولت يكي از نيروهاي ارزش گرا و آگاه به مسائل آموزش و پرورش را با كوله باري از سالها تجربه ، از دست خواهد داد .


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۳۰ بهمن ۱۳۹۵ ] [ ۱۰:۰۴:۵۳ ] [ بهروز فرهاديان ] [ نظرات (0) ]

بنام خدا - بهروز فرهاديان–b.farhaadian@gmail.com - 1394

 

احترام به قانون

زندگي انسان از زواياي گوناگون قابل بررسي است و نتايج گوناگوني بدست مي آيد . ولي مسلم است كه زندگي امن و خوش هدفي بود كه در زمان حال هم جاري است . راه هاي گوناگون و تلخي ها و شيريني هاي زيادي را تجربه كرد تا به پيروي از قانون رسيد . بنابراين قانون ، هدف نيست .

براي زندگي امن و راحت در جوامع قوانيني وضع ميشود تا با تبعيت از آن چنين هدفي فراهم گردد . پيروي از قوانين آسايش و راحتي را بدنبال دارد . براي اجراي قانون بايد به اشكال مختلف آموزش داد تا در زندگي فردي و اجتماعي يك فريضه محسوب شود . بسته به سن و سال برداشت ها متفاوت است و وقتي مخاطب گروه خاصي است زبان خاص آن گروه استفاده مي شود .

خانه و مدرسه دو مركز بنيادي هستند كه به اشكال متعدد مي توانند اقدامگر باشند . هر يك با زبان خود آموزش ها را عملي مي كنند و چشم به آينده مي دوزند . آينده با چنين آموزش هايي مي تواند قابل پيش بيني باشد اما آموزش محدود به اين دو نيست .

مراكز ديگري با برد وسيع در جامعه وجود دارد كه اثار آنها بسيار گسترده است و بايد مشوق قانون باشند تا مردم هم غيرمستقيم آموزش بگيرند و هم احساس آرامش و ايمني كنند . رسانه هاي گروهي بويژه رسانه هاي صوتي وتصويري نقش مهمي دارند . تشويق به قانون گرايي و تبعيت از قانون از جمله اهدافي است كه در برنامه هاي متفاوت گنجانده مي شود . برنامه ها طوري تنظيم مي شوند كه اين مسير را روشنتر كند . مردم در عين حال كه از تفريحات سالم استفاده مي كننند غير مستقيم نيز آموزشهاي لازم را ببينند .

انتقادها هيچگاه نافي موارد مثبت نيست . روشن است كه تا حركتي صورت نگيرد خطايي رخ نخواهد داد و آنكه حركتي نمي كند خطايي هم نخواهد داشت . به همين جهت خطاي ناخواسته در برنامه قابل پيش بيني است .

اگر در برنامه اي بي توجهي به قانون به عنوان ايراد و اشكال مطرح شود بسي رضايت آور است اما اگر غير از اين باشد جاي سوال است .

مواردي از سرپيچي از قانون را مي توان در برنامه ها ديد . قانوني كه منتج از ساعتها تحقيق و تفكر و آينده نگري است نبايد به راحتي نقض شود . اگر به ديده طنز نگريسته شود قابل توجيه است اما اگر عادي ومعمولي شد بايد راه ديگري برگزيد . مثلا موقع رانندگي با تلفن همراه صحبت كردن يا نبستن كمربند ايمني در فيلمها عادي شده كه اينها خلاف قانون مي باشد و عملا بي قانوني را تشويق مي كنند . نقش صدا و سيما را در خانواده ها نبايد ناديده گرفت . آموزش غير مستقيمي كه ارايه مي شود به مرور زمان خود را نشان مي دهد . ايرادها را نبايد توجيه كرد و براحتي از آنها گذشت . نويسندگان و ديگرعوامل مي توانند به گونه اي صحنه آرايي كنند كه امر خلافي را عادي جلوه ندهند .


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۳۰ بهمن ۱۳۹۵ ] [ ۰۸:۳۳:۳۱ ] [ بهروز فرهاديان ] [ نظرات (0) ]

بنام خدا - بهروز فرهاديان– 1390-b.farhaadian@gmail.com

 

جهان درون و رفتارها

جهان را هر كس به گونه اي مي بيند . حساسيت ها و قضاوت هاي هر كس متناسب با تفكري است كه درباره جهان دارد . جهان هر كس نه اين دنياي مادي است كه خورشيد ، دريا ، كوه ، زمين و آسمان دارد بلكه دنيايي است كه او در درون خود دارد و بر اساس آن جهان بيرون را تفسير مي كند .

آنچه در جهان مادي اتفاق مي افتد بر جهان درون افراد اثر مي گذارد و به شكل هاي مختلف در رفتار و كردارها بازتاب مي يابد . حس بويايي ، بينائي ، شنوايي ، لامسه و چشايي هر يك دري هستند براي ورود اطلاعات به دنياي درون . محدود ساختن دنيا در آنچه مي بينيم يا اعتقاد به دنيايي فراتر از آنچه حواس ظاهري درك مي كنند ، بسته به نوع نگرش ما درباره جهان هستي دارد كه آن هم تحت تأثير دنياي درون ماست . اعتقادات شخصي بخشي از جهان دروني است .

تفاوت در رفتارها نشانگر تفاوت دروني است . بنابراين اصلاح رفتاراز طريق اصلاح جهان درون بايد صورت گيرد . اصرار بر تغيير رفتار بدون توجه به درون فرد امكان پذير نيست و در نهايت به رياكاري منجر مي شود . اظهار نارضايتي يا شگفتي بدون توجه به دليل رفتارهاي خاص گاه مشكل ساز مي شود .

ابتداي تغيير رفتار ، تغيير در جهان درون است . به همين جهت اصرار بر چيزهايي كه با فرهنگ مملكت تناسب ندارند سعي در تغيير جهان دروني است . اين خطري در كمين است . ابزارها و وسايل متعددي در تغيير رفتارها به ويژه در رفتار جوانان بكار گرفته شده كه سنخيتي با فرهنگ ندارند اما بدنبال اين هستند كه آرام آرام ذهن ها را از داشته هاي خود منحرف و اميدوار به فرهنگ بيگانه نمايند .

سعي در تغيير فرهنگ ديني به جهت دلسوزي يا علاقمندي به مردم نيست تنها مي توان گفت منافع دنيوي انگيزه اين كار است كه نشان از تفاوت در جهان هاي درون دارد . نفوذ به جهان دروني از طريق راه هاي مختلف مثل بزرگ نمايي وقايع و كوچك شمردن همين وقايع در كشور مبلغين و انواع سايت ها با هزينه هاي سرسام آور و نشان دادن فيلم ها و برنامه هايي كه با فرهنگ خودي هيچ تناسبي ندارند ، نمونه اي از اين كارهاست .

اما انسان به دليل تمايل فطري و داشتن اختيار مي تواند ايستادگي كند . اينجا اهميت كارهاي فرهنگي نمود پيدا مي كند . هر حركتي مي بايست در جهت اين تمايلات فطري صورت گيرد تا با فرهنگ ديني تناسب پيدا كند و پذيرش اراده و اختيار نتايحي دارد كه گريز از آنها قابل توجيه نيست .

لازمه پذيرش اراده و اختيار ، قبول مسئوليت رفتارهاست . با اعتقاد به دنياي ديگر است كه اين مسئوليت معنا پيدا مي كند . هر چه در دنيايي ديگر به دست آورد ، محصول اراده و اختيار او در اين دنيا است .

يكي از راه هايي كه ديدگاه انسان را راجع به زندگي عوض مي كند و از وسوسه ها و ابهامات بيرون مي آيد ، تفكر در موضوع خلقت به ويژه خلقت انسان است . حتي گريز از اين امر مي تواند سؤال برانگيز و قابل تأمل باشد .

چرا كساني به صرفِ تفريح ، مشغوليت هاي متنوع و گذرانِ وقت بها مي دهند ؟ چرا انسان از تفكر دربارۀ خلقت به اشكال متفاوت گريز مي زند ؟ مشغوليت هاي انسان امروز نسبت به گذشته فوق العاده بيشتر شده است . ساعت ها بدون هدف مشخص عقلاني به برنامه هاي گوناگون راديو و تلويزيون مشغول شدن تا انواع تفريح ها و خوشگذراني هاي بدون برنامه كه تنها به گذر روز و رسيدن به شب يا بر عكس مي انجامد ، حكايت از تلاش براي فرار از عاقبت انديشي دارد .

شايد به خاطر اين است كه از رسيدن به آنچه عقل مي پذيرد ، گريزان است . گر چه تاريخ و عملكرد كساني كه به نام دين و خداباوري مردم را مورد سوء استفاده قرار دادند ، بي تاثير نيست ولي آيا تنها از دين و مذهب سوء استفاده شده است ؟‌

بسياري از متفكران درباره «مرگ» نظر داده اند و گاه به حسرت مناظر زيبايي نشستند كه آنها نيستند و انسان هاي ديگر بي توجه به آنچه بر آنها گذشته ، از آن زيبايي ها لذت مي برند . مثل انسان هاي فعلي كه از پس ميليون ها سال وارث انسان هايي شده اند كه نام و نشاني از آنها نيست و كسي از اضطراب ها ، غم و غصه ها ، مشكلات ، وسواس ها و دلشوره هاي آنها نسبت به فرزندان و ديگر انسانها خبر ندارند . چه كاخ و كوخ نشين هايي كه با همۀ لذت ها يا تلخي هايي كه در زندگي داشتند اكنون در اين جهان نام و نشاني از آنها باقي نمانده و انسان هاي فعلي ساكن كره زمين هيچگاه يادي هم از آنها نمي كنند .

بدون شك ما هم روزي به چنين وضعي خواهيم رسيد . انسان هايي كه وارث ما مي شوند ، خود در دنياي دروني خويش چنان مشكلات ، دلواپسي ها يا خوشي هايي دارند كه فرصت فكر كردن به ما و زندگي ما را ندارند . انسان هاي گذشته هم بر روي همين زمين و زير همين آسمان زندگي مي كردند ، اما در دنياي دروني ما چقدر جا دارند ؟! مسيري ميليون ساله كه «آمدن و رفتن» در آن اصل شده ، بر دوش ها سنگيني مي كند . چرا اين چنين آدم ها مي آيند و مي روند ؟ اين همه تلاش و درگيري ، رنج و درد يا خوشي و شادي كه با مرگ ظاهراً به انتها مي رسد براي چيست ؟

چه جنگ ها و درگيري هايي كه رخ نداده و ميليون ها نفر را به كام مرگ نفرستاده است . غرورها و مستي هاي پيروزمندانه و غصه هاي شكست خوردگان را اثري نيست يا در داستان ها به صورتي گنگ و سربسته سخن از آنها به ميان مي آيد . ما نيز روزي به كاروان فراموش شدگان خواهيم پيوست تا آيندگان بيايند و اين راه ادامه يابد .

صبحدم مرغ چمن با گل نوخاسته گفت

ناز كم كن كه در اين باغ بسي چون تو شكفت (ديوان حافظ ـ ص 66)

  آخر اين رفت و شد به كجا مي رسد ؟! سؤالي كه انسان هاي بسياري را به خود مشغول كرده و انسان هاي بسياري براي فرار از آن به هر وسيله اي خود را مشغول مي كنند . اما قرآن و متون اسلامي پاسخ هاي روشن و مطمئني به اين گونه سؤالات داده اند و پرورش يافتگان چنين مكتبي با وقار و آرامشي گيرا زندگي را با هدفي روشن دنبال كرده اند .

گرچه در جزئيات موضوع ، تفاوت هايي بين معتقدين به اين آئين وجود دارد اما در اصل موضوع ترديدي مشاهده نمي شود . شرط ورود به اين آيين ، اعتقاد به اصول مشتركي است كه قرآن فرموده است . اما برخي در تفسير آيات قرآن وجوه گوناگوني بيان كرده اند .

در تعريف «معجزه» گفته اند كاري كه مطابق يافته هاتي معمول و توان بشري نباشد . بنا به اعتقاد مسلمانان ، «قرآن» معجزه اي است كه جاودانه در اختيار بشر است و هر كس مي تواند بدان مراجعه كند ، برخلاف معجزات ديگر كه محدود به زمان خاصي بودند .

درك اين نكته كه انسان ويژگي هايي دارد كه ساير پديده هاي هستي فاقد آنها هستند ، بر درك موضوع ياري رسان خواهد بود . اين ويژگي ها از عوامل اصلي ارسال پيامبران و معجزات آنها بوده است .

بر اين اساس انسان راهي طولاني را در پيش دارد و هر لحظه كه احساس كند به خود واگذاشته است دست به كاري مي زند كه توشه او را براي طي مسافت پيش رو از بين مي برد . چه بسا تا به سر منزل مقصود برسد ، راهي بس طولاني و پر از خطر ، مشكل ، ابهام و گمان در پيش داشته باشد .

هر كس به اتكاء اراده ، ارث و محيط موجودي است منحصر بفرد كه ابزار لازم متناسب با آنچه بايد باشد در اختيارش قرار دارد . اراده و ميل او به ظهور آنچه به شكل استعداد در درون وي قرار دارد ، شخصيت فرد را شكل مي دهد . ميل به خوبي و بدي در انسان وجود دارد اما اينكه خوبي را به عمل در آورد يا تابع بدي باشد ، اراده به هر يك از آنها شرط است .

اين دنيا بسان پلي دانسته مي شود كه به جهاني ديگر متصل است و هر گونه نمي توان در آن عمل كرد . همه مي دانند كه پل جاي ايستادن نيست بلكه وسيله اي براي رسيدن به مقصد است . دنيا نيز چنين است پس رفتاري كه با دنياي بعد از اين پل تناسب دارد و انسان را به سعادت مي رساند ، مجاز شمرده مي شود .

همه كساني كه به دنياي ديگر معتقدند جهان دروني يكساني ندارند همچنان كه غير معتقدين نيز همين حالت را دارند . به همين دليل است كه آنان رفتارهاي متفاوتي دارند . رفتارهاي متفاوت بايد قابل تحمل باشد زيرا كه دنياي افراد متفاوت است . خداوند ، انسان را اينگونه خلق كرده و قابل تغيير نيست .

براي آسان تر شدن موضوع به مثالي اكتفا مي شود . اعتقاد مشتركي در مورد «دنياي جنين» وجود دارد . انسان هاي فعلي ، همگي دوراني را به عنوان «دوران جنيني» طي كرده اند . بدون طي چنين دنيايي ورود به عالم مادي امكان پذير نيست . در واقع شرط ورود به اين دنياي مادي ، گذران دوران جنيني است . در اين دوران ابزارها و زمينه هاي لازم براي آنچه در اين مرحله از حيات احتياج است ، فراهم مي شود . اين دوران بايد طي شود تا دست و پا و ساير اندام ها رشد كنند .

چگونگي بهره گيري از اين ابزارها منوط به رشد كامل آنها در دوران جنيني است . اگر به دليل بيماري مادر يا ساير دلايل لطمه اي به رشد جنين وارد شود ، آثار آن را در دنياي بعدي خواهد ديد . مشكل عدم بينايي كودك تازه متولد شده يا عدم شنوايي از ين جمله اند . يعني نحوه زندگي در دنياي بعدي به چگونگي زندگي در اين دنيا (دنياي رحم) بستگي دارد .

بنابراين دوران جنيني دوراني است كه بالاجبار بايد طي شود تا مرحله ديگري از حيات مادي به وجود آيد . در اين دوره «استعداد» زندگي در مرحله بعدي فراهم مي شود ولي تفاوت ها همچنان وجود دارد . آيا خود جنين از طي چنين مراحلي آگاه است ؟ امروزه با امكانات پزشكي مي توان دوران مختلف نه ماهه جنين را بررسي كرد و وابستگان را از وجود انساني كه بعداً به وجود خواهد آمد ، آگاهي داد . اما راهي هست تا به جنين اين آگاهي را داد كه او به مرحله اي از حيات مي رسد كه ويژگي هاي خاص خود را دارد ؟

چگونه درخشندگي خورشيد ، زيبايي مناظر و جنگل ها ، خروش آبهاي رودخانه ها ، وسعت اقيانوس ها ، تغذيه از راه دهان ، حركت با پا و دويدن ، خنديدن ، حرف زدن و . . . را براي جنين مي توان توصيف كرد ؟! ما كه دوران جنيني را گذرانده ايم مي دانيم اين ها چه معنايي دارند و چه بسا آنقدر تكراري شده اند كه گمان مي كنيم حتي ارزش فكر كردن هم ندارند . ولي چون جنين ابزارهاي لازم براي درك اين واقعيات ندارد ، امكان فهم نيز ندارد . امكان فهم نداشتن برابر با وجود نداشتن واقعيات نيست . جنين بايد مراحلي را پشت سر نهد تا امكان درك مرحله اي ديگر براي وي فراهم شود . اين مراحل بالاجبار طي مي شوند و اراده و اختيار جنيني نقشي در اين مراحل ندارد . با پشت سر نهادن اين مرحله و فراهم شدن ابزارها و امكانات جديد ، امكان نفي دورۀ گذشته ممكن نيست .

جنين خود جزئي از دنياي مادي است و دنياي مادي او را در دل خود جاي داده است اما جنين به اين جهت كه امكانات فهم و درك را ندارد ، نمي تواند اين واقعيت را بفهمد و راهي براي فهماندن واقعيت به او وجود ندارد . شايد گفته شود اين پرسش كردن نمي خواهد ، همه مي دانند كه جنين ابزار دريافت اين مسائل را ندارد و تا متولد نشود و مدتي نگذرد امكان چنين ارتباطي وجود ندارد .

عمده مسئله اينجاست . يعني بايد بپذيريم در مرحله اي خاص امكان دريافت و درك برخي واقعيات وجود دارد . پس از اينكه مدت زمان لازم براي آمادگي جنين گذشت ، او به اين دنيا مي آيد . گريه نشانۀ حضور انسان تازه از راه رسيده است . اطرافيان و وابستگان جنين بر خلاف او خندان و شادمان هستند . خداوند مقدمات را از پيش آماده كرده است . جنين گرسنه است اما نمي توان از غذاهايي كه آدم هاي بزرك استفاده مي كنند به او داد . شير در سينه مادر از پيش آماده شده و همزمان با تولد جنين آماده تأمين نيازهاي بدن اوست .

يعني در دنيا همه چيز بر اساس نظم و حكمت استوار است . در اين دنيا هم مثل جنين امكانات لازم براي زندگي در دنياي ديگري فراهم مي شود با اين تفاوت كه در اين دنيا "اراده و اختيار" شكل دهنده رفتارهاست . اين دنياي درون رفتار خاصي نيز طلب مي كند . كسي كه به نيروي مافوق بشري معتقد است نمي تواند هر گونه كه خواست عمل كند . عمل او را جهان درون تعيين مي كند . او رفتاري را به انجام مي رساند كه آن نيروي برتر مچاز دانسته در غير اين صورت بايد جهان درون او را به شكلي ديگر معني كرد .

 

منابع

قرآن مجيد

1- نهج البلاغه ـ ترجمه محمد دشتي ـ مؤسسه فرهنگي تحقيقاتي امير المؤمنين (ع) ـ چاپ پنجم : قم1385.

2- صحيفه مباركه سجاديه ـ علي بن حسين (ع) ـ مترجم كاظم ارفع ـ تهران : فيض كاشاني ـ چاپ دوم ـ 1385.

3- گراهام ، رابرت . بي : روان شناسي فيزيولوژيك ـ ترجمه علي رضا رجايي ، علي اكبر صارمي ـ مشهد : شركت به نشر 1380.

4- نجاتي ، محمد عثمان : قرآن و روان شناسي ـ ترجمه عباس عرب ـ چاپ چهارم ـ مشهد : آستان قدس رضوي ، بنياد پژوهشهاي اسلامي ، 1377.

5- حافظ شيرازي : ديوان ـ از روي نسخه تصحيح شده علامه محمد قزويني ـ تهران :ك پيام عدالت ، چاپ يازدهم 1382.

6- النيشابوري ، حسين بن علي بن محمّد بن احمد : روض الجِنان و روح الجَنان في تفسير القرآن ـ به كوشش و تصحيح : دكتر محمد جعفر ياحقي ـ دكتر محمّد مهدي ناصح ـ مشهد : بنياد پژوهش هاي اسلامي 1366.

7- كاشاني ، ملا فتح الله : منهج الصّادقين ـ با مقدمه و پاورقي حاج ميرزا ابوالحسن شعراني ـ چاپ سوم ـ تهران : كتابفروشي اسلاميه 1346. جلد سوم

8- النسائي . سُننُ النَّسائي ـ بشرح الحافظ جلال الدّين السيوطي و حاشيه الأمام اسّندي ـ بيروت : دارلفكر ، سنه 1348 هجريه


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۳۰ بهمن ۱۳۹۵ ] [ ۰۶:۵۹:۴۷ ] [ بهروز فرهاديان ] [ نظرات (0) ]
http://biyam.monoblog.ir
.: Weblog Themes By monoblog :.

درباره وبلاگ

نويسندگان
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
پيوندهای روزانه
لينكي ثبت نشده است
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 3
دیروز : 1
افراد آنلاین : 1
همه : 361
چت باکس
موضوعات وب
موضوعي ثبت نشده است
امکانات وب